پنجشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۹، ۰۱:۱۱ ب.ظ

آشپزی، سبک زندگی،دانستنی ها

زندگی واقعا ساده است، ما اصرار داریم آن را پیچیده کنیم «کنفسیوس »

متن کامل شعر رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست + معنی شعر

  • ۲۲۲۱

یکی از معروفترین و زیباترین شعرهایی که از مولانا شنیده ایم شعر رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست می باشد. اما آیا تا حالا متن کامل این شعر را شنیده اید؟ متن کامل شعر رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست که غزل شماره 441 از دیوان شمس مولوی می باشد را در ادامه تقدیمتان خواهیم کرد. امیدواریم از خواندن این شعر لذت ببرید. در پایان معنی شعر رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست را در حد مختصر خواهید دید.

یک دست جام باده و یک دست جعد یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

وزن غزل : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن می باشد.

متن کامل شعر رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کآن چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
وآن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
وآن ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل است بی وفا
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
یعقوب وار وا اسفاها همی‌زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن های هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مهر است بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کان عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار
دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست
من هم رباب عشقم و عشقم ربابی است
وآن لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست
باقی این غزل را ای مطرب ظریف
زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست
بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق
من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

معنی و تفسیر شیر رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

اشعار مولانا بسیار شیرین و دلنشین هستند و معمولا یک بیت خاص از آن ها در بین مردم شناخته شده تر می باشد اما شعر رقصی چنین میانه میدانم آرزوست دارای بیت های بسیاری است که معانی زیبایی دارند و همگی آن ها ابیات معروف و شنخته شده ای هستند.

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

صورت یار را به باغ و گلستان و لب او را به قند تشبیه نموده است.

والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

بی تو شهر برای من مانند زندان است و من ترجیح می دهم بدون تو آواره کوه و بیابا شوم.

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

انسان واقعی کمیاب شده است.

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کان عقیق نادر ارزانم آرزوست

در این بیت منظور از ارزان با ارزش و ارزنده است نه ارزان قیمت. هرچند فقیرم اما به دنبال کم نیستم.

   
نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

معرفی کوتاه

یک دانش مکانی برای نوشتن مطالب مفید

قوانین و مقررات

محتوای دلخواه شما

تماس با ما

  • تماس با نویسندگان یک دانش