شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۸، ۰۳:۱۴ ب.ظ

آشپزی، سبک زندگی،دانستنی ها

زندگی واقعا ساده است، ما اصرار داریم آن را پیچیده کنیم «کنفسیوس »

متن کامل شعر "جان من و جان تو گویی که یکی بوده ست" مولانا + تفسیر کلی شعر

  • ۱۰۷

متن کامل و معنی شعر "جان من و جان تو گویی که یکی بوده ست سوگند بدین یک جان، کز غیر تو بیزارم" از مولانا را در این نوشته خواهید دید که امیدواریم از خواندن این شعر زیبا لذت ببرید.

ممکن است این شعر را با بیت ابتدایی آن یعنی " یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم" بشناسید. این غزل زیبا از مولانا غزل شماره 1458 از مثنوی معنوی است که می توان آن را یکی از زیباترین اشعار عاشقانه مولانا جلال الدین بلخی دانست.

متن کامل شعر "جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست" مولانا

یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم

زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم

از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم

من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم

جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست

سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم

از باغ جمال تو یک بند گیاهم من

وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم

بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است

بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم

چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد

ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم

خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان

دانم که بنگذاری در مجلس اغیارم

رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت

گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم

دیدم همه عالم را نقش در گرمابه

ای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم

هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد

من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم

گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی

دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم

در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری

خواهی که زنی آتش در خرمن و انبارم

ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم

ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم

تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان

در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم

در شادی روی تو گر قصه غم گویم

گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم

بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند

بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم

آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا

پنهان بود این خارش هر جای که می خارم

خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو

ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم

در آبم و در خاکم در آتش و در بادم

این چار بگرد من اما نه از این چارم

گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی

از نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم

تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا

هر چند به تن اکنون تصدیع نمی‌آرم

معنی شعر "جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست"

منظور مولانا از بیت جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست نزدیکی و یکی شدن جان خودش و شمس است. شمس و مولانا چنان با یکدیگر یکی شده اند که مانند پروانه به دور هم می چرخند. 4 کلمه کار و بار و نوش و کوش در کنار یکدیگر تناسب زیبایی ایجاد کرده اند.

مولانا همه هستی خود را از گردش خود به دور شمس می داند.

امیدواریم خواندن متن کامل شعر جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست که بیت اول آن یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم می باشد برای شما لذت بخش بوده باشد.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

معرفی کوتاه

یک دانش مکانی برای نوشتن مطالب مفید

قوانین و مقررات

محتوای دلخواه شما

تماس با ما

  • تماس با نویسندگان یک دانش